ÈÇÑÇä1




Sunday, March 03, 2002

=>BLOGGER

مطلب زير ترجمه مقاله آقاي هنري جنكيس – رييس گروه مطالعات تطبيقي رسانه ها درMIT است كه در باره پديده وبلاگ نگاشته شده است . مقاله وي از منظر يك استاد ارتباطات در باره اين پديده قابل توجه است . وي اولا وب لاگ را يك رسانه مي داند و پس آن را در آينده انقلاب ديجيتالي با اهميت ذكر مي كند . اين مقاله در نشريه Technology Reviweشماره ماه مارس 2002 درج شده است .

اين را بلاگ كنيد!
نويسنده : هنري جنيكس
ترجمه با اندكي تلخيص : امير حسين اصغري
چند ماه پيش من در كن�رانس تكنولوژي در كامدن پاپ بودم ، دوستي كه در نزديكي من نشسته بود پيوسته مشغول تايپ كردن سخنراني ها در كامپيوتر دستي خود بود . وي لينك هاي مربوطه خود را مي يا�ت و با �شار بر دكمه اي آن مطالب را براي روز آمد كردن سايتش مي �رستاد. سريعا پس از پست مطالب در سايتش او پاسخ هايي از خوانندگانش در سراسر كشور دريا�ت مي كرد . او يك بلاگر بود .
بلاگرها در شكار گاه (اينترنت) مي گردند و به گرد آوري مي پردازند . براي ما مطالب را طي �عاليت خود در ص�حات اينتر نت و… نمونه برداري كرده و گاه آنها را نقادي مي كنند . ما در كنار درياي اينترنت ايم و آنها بر آن مي بارانند . بلاگرها مردان آماده (رزم) انقلاب ديجيتالي هستند .
كلمه « بلاگ » مختصر شده « وبلاگ » است . چند سال پيش يكي از كساني كه بسيار در وب مي گشت شروع به ارايه گزارش روزانه كرد . وي موجزي از اطلاعات نادر و جالب را كه در طي سير در ص�حات وب به آنها برخورد كرده بود را ارائه مي كرد . پيشر�ت در ابزار طراحي «وب» ، براي تازه آشنايان با اينترنت ساختن ص�حات شخصي در وب را بسيار آسان كرد . تا آنجا كه بتوانند آن را بسادگي هر موقع كه خواستند روز آمد كنند – حتي هر 5 دقيقه يكبار- بطوريكه آن دوست – در كن�رانس- انجام مي داد . بدين سان « بلاگها» داراي پويايي بيشتري نسبت به ساير استاندارد هاي وب سازي هستند . خيلي دائمي تر از پست كردن به ص�حات بحث در اينترنت . آنها شخصي تر و خصوصي تر از روزنامه نگاري سنتي و عمومي تر از د�تر چه خاطرات هستند .
blogger.comيكي از چند سايتي است كه در قلب اين پديده واقع شده است . اكنون بيش از 375000 است�اده كننده از خدمات آن ، ثبت نام كرده اند و اين در حالي است كه روزانه بيش از 1300 عضو جديد بدان ا�زوده مي شود . صاحبان وبلاگ ها شامل ا�راد خيلي مت�اوتي اند : از جماعت كليسايي كه وبلاگ را به عنوان پديده اي تاثير گذار براي سرپرستي روحي مخاطبان خودشان تا �عالاني كه در پي دادن آگاهي هاي سياسي هستند . همينطور از ورزش دوستاني كه مي خواهند با وبلاگ با ديگر مشتاقان داراي كنش و روابط متقابل باشند . اغلب اوقات بلاگرها تجربيا ت روزانه را تعري� مي كنند . پرچم داستانهاي جالب از انتشارات در ص�حات وب تا تبادل نصايح درباره مشكلات خودماني در آنجا در اهتزاز است . سايت آنها داراي نامهاي رنگارنگي است . بعضي شان شبيه متن هاي واقعي ماجراجويي دوستان آكاردئون در قرن 21 يا مهملات اروپايي هستند به حدي گاه به شما اجازه مي دهد در باره برخي از آنها تصور كنيد كه آنها داراي عقده هاي روحي جواني با زمان و �رصت زياد براي نوشتن هستند .
هنوز يك چيز خيلي مهم در جريان است . در زماني كه خيلي از نقطه . كام ها بسته مي شوند وبلاگ در حال اهتزاز و بر خاستن است . ما در آرامش بين موجهاي تجاري كردن در رسانه هاي ديجيتالي هستيم و بلاگرها تصر� كنندگان لحظه هايند كه بالقوه تنوع �رهنگي را ا�زايش داده و مانع انسداد مشاركت �رهنگي مي شوند .
براي دموكراسي در محيط رسانه هاي جاري چه رخ خواهد داد ؟ جايي كه قدرت در دست چند ناشر و شبكه قرار گر�ته باشد . محقق رسانه ها « Robert Mc Chesney» اخطار مي دهد كه حدود رسايي صدا در بحث هاي سياسي ، تحت محدوديت و �شار در خواهد آمد . دانشكده حقوق دانشگاه شيكاگو نگران است كه متلاشي كردن وب ممكن است موجب از بين ر�تن ارزشهاي مشترك �رهنگي اي شود كه دموكراسي طالب آن است . به عنوان مصر� كنندگان ، ما اين كشاكش متقابل را تجربه مي كنيم . تلويزيون را روشن مي كنيم و اين احساس به ما دست مي دهد كه برنامه هاي كانال هاي مختل� شبيه يكديگرند . به داخل « وب » مي رويم و شلوغي نمي گذارد كه ما چيز هاي خوب را تميز دهيم . بلاگر به هر دوي اينها پاسخ مي دهد ، مناظر گوناگون را بسط مي دهد و اگر آنها باهوش باشند با ساختن دسته بندي هاي تخصصي از هرج و مرج داده ها جلو گيري مي كنند.
با ريسك خود ستايي به من اجازه دهيد اجازه دهيد تصور كنيم كه اگر بلاگر به عنوان ت�سير آنلاين « رنسانس ديجيتالي» شنا خته و نگه داشته شود چه رخ خواهد داد ؟ بعضي ها ممكن است لينك هايي پست كنند و مرا الاغ پر مدعا بخوانند . ديگران ، اگر من خوشبخت باشم ، ممكن است احساس كنند كه من داراي بصيرت جالبي مي باشم . استدال من براي ريشه هاي سبزGRASS-ROOTS رسانه ها ممكن است از سوي دو گروه محا�ظه كار و مترقي خواه به يكسان جذب شود . اما در چارچوبهاي مت�اوت ، بسته به ايدئولوژي در دستور كار صاحبان وبلاگها.
در نهايت آينده مطبو عات ما ممكن است به نوعي ترك منازعه ناآرام ميان رسانه هاي تجاري واين ريشه هاي سبز GRASS-ROOTS وابسته باشد . جهاني را تصور كنيد كه در ان دو نوع قدرت رسانه اي موجود باشد يكي از ميان رسانه هاي متمركز بر آيد جايي كه هر پيام با انتشار در شبكه تلويزيون قدرت حاصل مي كند وديگري با وساطت ريشه هاي سبز مي آيد. بلاگر اين موضوع را بر خواهد گرداند به نوعي همگاني خواهد كرد كه هر كس توان در يا�ت و شنيدن اخبار را داشته باشد .
اين ممكن است سخت به نظر برسد كه تصور كنيم كه جامعه بلاگ به عنوان يك نيروهاي اطلاع رساني تقريبا به قدرتمندي يك رسانه داراي شخصيت حقوقي مستقل �ضاي رسانه ها را تغيير خواهد داد . ما در تاريخ با كتاب هايي در باره سامويل مورس ، مخترع تلگرا� آشنا مي شويم اما نه درباره هزاران ن�ري كه با تلگرا� كار مي كنند و پيام ها را مي �رستند و…
در نهايت شكل تكامل يا�ته بسياري از رسانه ها از ميان كنش متقابل ميان قدرت توزيع شده ريشه هاي سبز – نشريات مشاركتي- و نشرياتي كه شخصيت حقوقي انها متمركز است /نشريات دولتي/ متشكل مي شود .
به عنوان اينكه « انقلاب ديجيتالي» به يك دوره تحولي نزديك مي شود با وساطت وب لاگ ممكن است تا دوباره« ادراك عمومي »public perceptionبه يك رسانه تعري� شود و تاثير خود را گسترش دهد .
پس اين را بلاگ گنيد !



=>
مطلب زير ترجمه مقاله آقاي هنري جنكيس – رييس گروه مطالعات تطبيقي رسانه ها درMIT است كه در باره پديده وبلاگ نگاشته شده است . مقاله وي از منظر يك استاد ارتباطات در باره اين پديده قابل توجه است . وي اولا وب لاگ را يك رسانه مي داند و پس آن را در آينده انقلاب ديجيتالي با اهميت ذكر مي كند . اين مقاله در نشريه Technology Reviweشماره ماه مارس 2002 درج شده است .

!اين را بلاگ كنيد


نويسنده : هنري جنيكس
ترجمه با اندكي تلخيص : امير حسين اصغريچند ماه پيش من در كن�رانس تكنولوژي در كامدن پاپ بودم ، دوستي كه در نزديكي من نشسته بود پيوسته مشغول تايپ كردن سخنراني ها در كامپيوتر دستي خود بود . وي لينك هاي مربوطه خود را مي يا�ت و با �شار بر دكمه اي آن مطالب را براي روز آمد كردن سايتش مي �رستاد. سريعا پس از پست مطالب در سايتش او پاسخ هايي از خوانندگانش در سراسر كشور دريا�ت مي كرد . او يك بلاگر بود .
بلاگرها در شكار گاه (اينترنت) مي گردند و به گرد آوري مي پردازند . براي ما مطالب را طي �عاليت خود در ص�حات اينتر نت و… نمونه برداري كرده و گاه آنها را نقادي مي كنند . ما در كنار درياي اينترنت ايم و آنها بر آن مي بارانند . بلاگرها مردان آماده (رزم) انقلاب ديجيتالي هستند .
كلمه « بلاگ » مختصر شده « وبلاگ » است . چند سال پيش يكي از كساني كه بسيار در وب مي گشت شروع به ارايه گزارش روزانه كرد . وي موجزي از اطلاعات نادر و جالب را كه در طي سير در ص�حات وب به آنها برخورد كرده بود را ارائه مي كرد . پيشر�ت در ابزار طراحي «وب» ، براي تازه آشنايان با اينترنت ساختن ص�حات شخصي در وب را بسيار آسان كرد . تا آنجا كه بتوانند آن را بسادگي هر موقع كه خواستند روز آمد كنند – حتي هر 5 دقيقه يكبار- بطوريكه آن دوست – در كن�رانس- انجام مي داد . بدين سان « بلاگها» داراي پويايي بيشتري نسبت به ساير استاندارد هاي وب سازي هستند . خيلي دائمي تر از پست كردن به ص�حات بحث در اينترنت . آنها شخصي تر و خصوصي تر از روزنامه نگاري سنتي و عمومي تر از د�تر چه خاطرات هستند .
blogger.comيكي از چند سايتي است كه در قلب اين پديده واقع شده است . اكنون بيش از 375000 است�اده كننده از خدمات آن ، ثبت نام كرده اند و اين در حالي است كه روزانه بيش از 1300 عضو جديد بدان ا�زوده مي شود . صاحبان وبلاگ ها شامل ا�راد خيلي مت�اوتي اند : از جماعت كليسايي كه وبلاگ را به عنوان پديده اي تاثير گذار براي سرپرستي روحي مخاطبان خودشان تا �عالاني كه در پي دادن آگاهي هاي سياسي هستند . همينطور از ورزش دوستاني كه مي خواهند با وبلاگ با ديگر مشتاقان داراي كنش و روابط متقابل باشند . اغلب اوقات بلاگرها تجربيا ت روزانه را تعري� مي كنند . پرچم داستانهاي جالب از انتشارات در ص�حات وب تا تبادل نصايح درباره مشكلات خودماني در آنجا در اهتزاز است . سايت آنها داراي نامهاي رنگارنگي است . بعضي شان شبيه متن هاي واقعي ماجراجويي دوستان آكاردئون در قرن 21 يا مهملات اروپايي هستند به حدي گاه به شما اجازه مي دهد در باره برخي از آنها تصور كنيد كه آنها داراي عقده هاي روحي جواني با زمان و �رصت زياد براي نوشتن هستند .
هنوز يك چيز خيلي مهم در جريان است . در زماني كه خيلي از نقطه . كام ها بسته مي شوند وبلاگ در حال اهتزاز و بر خاستن است . ما در آرامش بين موجهاي تجاري كردن در رسانه هاي ديجيتالي هستيم و بلاگرها تصر� كنندگان لحظه هايند كه بالقوه تنوع �رهنگي را ا�زايش داده و مانع انسداد مشاركت �رهنگي مي شوند .
براي دموكراسي در محيط رسانه هاي جاري چه رخ خواهد داد ؟ جايي كه قدرت در دست چند ناشر و شبكه قرار گر�ته باشد . محقق رسانه ها « Robert Mc Chesney» اخطار مي دهد كه حدود رسايي صدا در بحث هاي سياسي ، تحت محدوديت و �شار در خواهد آمد . دانشكده حقوق دانشگاه شيكاگو نگران است كه متلاشي كردن وب ممكن است موجب از بين ر�تن ارزشهاي مشترك �رهنگي اي شود كه دموكراسي طالب آن است . به عنوان مصر� كنندگان ، ما اين كشاكش متقابل را تجربه مي كنيم . تلويزيون را روشن مي كنيم و اين احساس به ما دست مي دهد كه برنامه هاي كانال هاي مختل� شبيه يكديگرند . به داخل « وب » مي رويم و شلوغي نمي گذارد كه ما چيز هاي خوب را تميز دهيم . بلاگر به هر دوي اينها پاسخ مي دهد ، مناظر گوناگون را بسط مي دهد و اگر آنها باهوش باشند با ساختن دسته بندي هاي تخصصي از هرج و مرج داده ها جلو گيري مي كنند.
با ريسك خود ستايي به من اجازه دهيد اجازه دهيد تصور كنيم كه اگر بلاگر به عنوان ت�سير آنلاين « رنسانس ديجيتالي» شنا خته و نگه داشته شود چه رخ خواهد داد ؟ بعضي ها ممكن است لينك هايي پست كنند و مرا الاغ پر مدعا بخوانند . ديگران ، اگر من خوشبخت باشم ، ممكن است احساس كنند كه من داراي بصيرت جالبي مي باشم . استدال من براي ريشه هاي سبزGRASS-ROOTS رسانه ها ممكن است از سوي دو گروه محا�ظه كار و مترقي خواه به يكسان جذب شود . اما در چارچوبهاي مت�اوت ، بسته به ايدئولوژي در دستور كار صاحبان وبلاگها.
در نهايت آينده مطبو عات ما ممكن است به نوعي ترك منازعه ناآرام ميان رسانه هاي تجاري واين ريشه هاي سبز GRASS-ROOTS وابسته باشد . جهاني را تصور كنيد كه در ان دو نوع قدرت رسانه اي موجود باشد يكي از ميان رسانه هاي متمركز بر آيد جايي كه هر پيام با انتشار در شبكه تلويزيون قدرت حاصل مي كند وديگري با وساطت ريشه هاي سبز مي آيد. بلاگر اين موضوع را بر خواهد گرداند به نوعي همگاني خواهد كرد كه هر كس توان در يا�ت و شنيدن اخبار را داشته باشد .
اين ممكن است سخت به نظر برسد كه تصور كنيم كه جامعه بلاگ به عنوان يك نيروهاي اطلاع رساني تقريبا به قدرتمندي يك رسانه داراي شخصيت حقوقي مستقل �ضاي رسانه ها را تغيير خواهد داد . ما در تاريخ با كتاب هايي در باره سامويل مورس ، مخترع تلگرا� آشنا مي شويم اما نه درباره هزاران ن�ري كه با تلگرا� كار مي كنند و پيام ها را مي �رستند و…
در نهايت شكل تكامل يا�ته بسياري از رسانه ها از ميان كنش متقابل ميان قدرت توزيع شده ريشه هاي سبز – نشريات مشاركتي- و نشرياتي كه شخصيت حقوقي انها متمركز است /نشريات دولتي/ متشكل مي شود .
به عنوان اينكه « انقلاب ديجيتالي» به يك دوره تحولي نزديك مي شود با وساطت وب لاگ ممكن است تا دوباره« ادراك عمومي »public perceptionبه يك رسانه تعري� شود و تاثير خود را گسترش دهد .
پس اين را بلاگ گنيد !
.


------------------------------------------------------------------------

Saturday, March 02, 2002

=>A List Apart: How to Write a Better Weblog: "As the beginning of this article noted, a big audience isn?t everybody?s goal, and most of these suggestions are intended for people working to expand their readership."
– Ev. [2/22/2002 10:50:01 AM] +




=>On Friday, Jason Kottke noticed a Blogger milestone I missed: "At some point today, someone posted the 10,000,000th post to a Blogger-powered weblog. Who was it? Were you close?" And the winner is: Agent Vulga with a scan of a yellow page ad. Who'd a thunk it? (Not to be persnickety, but I'd feel wrong if I didn't mention that, technically, this wasn't the 10,000,000th Blogger post. Due to historical quirks of the database, it's probably a couple-hundred thousand shy of that. But it is numbered 10,000,000, and there's no way to know the actual 10,000,000th, so we're going to act like it is. Woo-hoo!)



------------------------------------------------------------------------

Friday, January 25, 2002

=>

ژاك دريدا و پرسش از مرگ

ژاك دريدا �يلسو� معاصر در ماههاي آخرين سال 2001 در صو�يه پايتخت بلغارستان حاضر شد و در ميان اساتيد و دانشجويان �لس�ه به سخنراني پرداخت . او در ضمن سخنان خود سئوالي را با مخاطبان خود در ميان گذاشت . او كه در باره مرگ يا انواع مرگها و از جمله مرگ «مول�» سخن ميگ�ت؛ پرسيد: شما كدام مرگ را مي پسنديد ؟
1-يكسال ديگر بر اثر بيماري ( البته خداي نكرده!) از دنيا برويد.
2- دهسال ديگر به مرگ محكوم شويد
با بقيه حر�هايش كاري ندارم ، شما چه �كر مي كنيد . آيا ميتوان گزينه هاي بهتري براي مرگ پيدا كرد؟

اينترنت و مرگ مول�!
اينترنت و مرگ مول� :
رسانه ها ازجمله اينترنت موجب « مرگ مول� » مي شوند . خوب ! خوب يعني اينكه وقتي شما در چت با كسي كه او را نمي شناسيد مكاتبه مي كنيد ، مول� مي ميرد و متن زنده مي شود . كدام متن ها مي توانند زندگي بي پاياني داشته باشند ؛ بر خلا� مول�شان؟




------------------------------------------------------------------------

Thursday, January 24, 2002

=>حسب حالي ننوشتي و شد ايامي چند
محرمي كو كه �رستم به تو پيغامي چند
ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد
هم مگر لط� شما پيش نهد گامي چند



------------------------------------------------------------------------

Saturday, January 19, 2002

=>بالاخره حسين خان درخشان نام سايت ! ما را هم واردليست كرد! از زحمات ايشان سپاسگزارم .
حا�ظ وظي�ه تو دعا گ�تن است وبس
دربند آن نباش كه نشنيد يا شنيد


=>سحر با باد مي گ�تم حديث آرزومندي



------------------------------------------------------------------------

Thursday, January 17, 2002

=>باران كه بيايد تمام خاطره هايم خيس مي شود/باراني ميشود/ اشك از تمام وجودم مي بارد/ من و باران
باعشق / در باد خواهيم رقصيد!



=>چراغ ا�روخته ،چراغ نا ا�روخته را بوسه داد و ر�ت او به آرزويش رسيده بود!


------------------------------------------------------------------------

Tuesday, January 15, 2002

=>ديشب با �رزين - دوست ايراني عزيزم - روي اين سايت كارها انجام داديم. او در ايران و من در خارج آن . اين چندكلمه را مي نويسم كه از او بي نهايت تشكر كرده باشم.امير


=>در اين كه در هجرت زيستن غمهاي ناتمامي هست شكي نيست و اين متن را ،- از درد هاي غربتي مي دانم كه دكتر آزادي در سوگ شراره �ولادوند ، دختر خردمند ايراني نوشته اند . تقديم به سركار خانم �يو ضي مادر دانشور ايشان:
پرواز

كلامي از انجيل :
« در خرد بسيار اندوه بسيار است».

پرواز سياوش كسرايي را يادتان هست ؟ او در اين شاهكار جاوداني خود كه يك منتقد سر شناس ايراني آن را « ترسيم كامل اندوه واميد » خوانده است ، گوئي زندگي ناشاد ولي پر بار شراره را با استادي بسيار نقش كرده است .ديروز وقتي از مراسم نخستين سالگرد و�ات او باز مي گشتم، نمي دانم چرا ناگهان به ياد اين شعر ا�تادم كه سياوش خود يك روز ، در غروب سرد پاييزي ، هنگاميكه در دامنه سرسبز «ويتوشا » در اطرا� صو�يابا هم گردش مي كرديم برايم خواند و من آن وقت گويي اندوه بيكران جهان رادر چشمهاي مرطوب او ديدم.
به خانه كه رسيدم « پرواز » را در ميان اوراق كتابهايم يا�تم ، نشستم و در حالي كه اشك در چشمانم حلقه زده بودچند بار آن را خواندم. گوئي اين بار مادر اندوهبار وسرا پا سياهپوش شراره و پدر در زير بار غم خميده او بودند كه «‌شرح بنا و ويراني ، گريز و پرواز ناگهاني» مرغ زيباي خويش را از « آشيان ويران» خود براي من حكايت مي كردند.

سالها شد تا كه روزي مرغ عشق
نغمه زد بر شاخه انگشت من
آشيان آسمان را ترك گ�ت
لانه اي آراست او در مشت من

دست من پر شد زمرواريد مهر
دست من خالي شد از هر كينه اي
دست من گل داد و برگ آورد وبار
چون بهار دلكش ديرينه اي

سينه اش در دستهايم مي تپيد
وز هراس دامهاي سرنوشت
سخت مي ترسيد از پايان وصل
وز پليديهاي خاطر هاي زشت

آه اگر روزي بميرد عشق ما
واي اگر آتش به يخبندان كشد
خنده امروز ما در شام ياس
اختران اشك در چشمان كشد

من نوازشگر شدم آن بال و پر
من ستايشگر شدم آواز او
خواستم بوييدم و بوسيد مش
با نياز بيشتر از ناز او

عاشقان هر كس كه دارد از شما
مرغ عشقي بر �راز شاخسار ،
پاسداري بايدش هر روز و شب
چشم ترسي بايدش از روزگار

در غروب يك زمستان سياه
مرغك من زآشيان خود گريخت
دور شد ، در اشك چشمم محو شد
بعد از او هم سق� اين كاشانه ريخت

در بهار پر گل اين بوستان
دست من تك شاخه پائيز ماند
برگهاي خشك عشقي سوخته
بر �راز شاخه ها آويز ماند

…………
شراره همچنان كه آمده بود ناگهان از آسمان زندگي ما گريخت . بايد اعترا� كرد: او را كم ديديم . با او كم نشستيم و كم جهاني را كه او در آن سير مي كرد شناختيم . او نخستين گلي بود كه در بوستان كوچك ما ايرانيان مهاجر شك�ت . تولد او در پايان ماه مه 1956 حادثه اي بود كه در زندگي يكنواخت و خالي از شادي ما را در آن وقت پر كرد . نسيمني بود كه بركه آرام زندگي ما را تكان داد. در ما اميد كاشت و ا�ق تنگ ديد ما را تا بي نهايت گسترش داد. تولد اين نخستين نوزاد ايراني در غربت موجب شد هر يك از ما نبض تند زندگي را آشكارتر احساس كنيم و به ادامه بي وق�ه حيات خويش بيش از پيش باور بياوريم .
شراره در ميان ما بزرگ شد . لبخندي گرم ، شيرين و مسري داشت . كي بزرگ شد، كي به مدرسه ر�ت ، كي وارد دانشگاه شد؟ هيچكس ن�هميد. زمان با سرعت مي گذشت و او با سرعت تغيير مي كرد. در 15 سالگي وارد دانشگاه شد . چرا معماري را انتخابي كرد ؟ بعد حتي خودش هم تعجب مي كرد. بعد از پايان دانشگاه هرگز به دنبال آن نر�ت . هر چند در انگلستان با شايستگي از پايان نامه تحصيلي خود د�اع كرد . زماني كوتاه عشق نقاشي وجود او را در خود �رو برد . تابلوهايي كه از او باقي مانده است بيانگر استعداد شايسته او در اين هنر بغرنج و عميق انساني است . اين دلبستگي نيز چندان دوام نيا�ت . پا در عالم ديگري نهاد. به هنر بالت روي آورد . هستي خود را در پاي آن ريخت . بدون آن كه خود بداند در پهناي اين هنر در جستجوي چيست؟ بعد ناگهان به نوشتن پرداخت و اثري آ�ريد كه حساسترين منتقدان ادبي را هم در انگلستان و هم در بلغارستان به تحسين واداشت.« انگليسي به عنوان زبان خارجي» كه بعد از و�ات او انتشار يا�ت . درون پر جوش و خروش اين دختر محجوب ايراني و درياي بيكران استعدادهاي ناشناخته او را نمايان ساخت.
دنياي شراره همچنان كه ديگران نيز به آن اشاره كرده اند تا زنده بود براي ما ناشناخته ماند . او پديده اي بود نادر، بغرنج ، استعدادي شگر� و ديدي كاملاً مت�اوت از زندگي كه نمايي از آن را هر چند در پرده اي از ابهام مي توان در سطور اولين و آخرين اثر ادبي او « انگليسي به عنوان زبان خارجي» كه براي ما به يادگار نهاده است، مشاهده كرد . تابلوهاي بيشمار نقاشي او نيز ، اگر با دقت به آنها بنگريم اين رمز بزرگ را تاحدودي آشكار مي سازد . شراره از بيان آنچه كه به آن مي انديشيد ، هراس نداشت . او دنيا را به مراتب �راختر ، انسان را به مراتب بغرنج تر ، و توانايي هاي او را براي دگرگوني و ارتقاء بسيار ، كارساز و شگ�ت انگيز مي خواند . جوان بود كه ر�ت . ولي باور داشت كه سياهي در جهان نمي پايد و انسان تا ابد در اسارت آن نمي ماند . او بر بال روز س�ر مي كرد . همراه با آ�تاب بود و سرانجام همراه با آن غروب كرد . يكي از آشنايان من كه اخيرا ترجمه « انگليسي به عنوان زبان خارجي » شراره « شاري پيكوك» را به زبان بلغاري خوانده است به من گ�ت : اين كتاب شايد يك شاهكار ادبي نباشد ، ولي بي شك دريايي از انديشه است كه بايد به آن اعترا� كرد . كاش او زنده بود و مي توانست دنيا را به شكلي كه مي خواست ، مي آراست.» او گ�ت : ترديد ندارم ، جهاني را كه او در ذهن خود مي پروراند ، بمراتب پاكتر و زيباتر از آن است كه نام آورترين جامعه شناسان جهان ترسيم مي كنند . اين كتاب به عطر خواب آور گل ياس مي ماند كه انسان را مدهوش مي سازد ، از زمين جدا مي ماند و در �ضاي لا يتناهي به پرواز مي آورد . خاطره اش جاويد باد .

دكتر هادي آزادي



------------------------------------------------------------------------

Monday, January 14, 2002

=>

مكاش�ه دلتنگي

گ�ته بودي كه ز هجرم چوني
آنچنانم كه ببيني و نداني بازم
زخم خورده اي را مانم كه مرهم اش نيست . براي او چره اي نمانده است . درويشي �راق ، اندو هانم را گسترده است . تنهايي من ، تنها ترين �ريادي است كه مي كشم . روح تنها ؤ روح وامانده است . مثل در بيابان ا�تاده غريبي حيرانم! هيچ �لس�ه اي اندوه عر�اني ا درمان نمي كند. هيچ استدلالي ، مكاش�ه دلتنگي مرا ، شرح نمي تواند دهد . هيچ حكمتي ، حكم بي نهايت اشكم را بازگو نتواند كرد . من مانده ام وشرح آن كلماتي كه ناگ�تني است .
به نگاههاي مقدست سوگند كه كه ذره اي از آ�تاب نگاهت دلم را به روشنايي هزاران خورشيد ، بر خواهد ا�روخت . به ترانه خيز ترين لبخند هايت سو گند كه هنوز از تابش چشمان تو / به سپيده ها پي مي برم و از سبزي ايمان تو شكو �ا مي شوم .
مهربان من ، بر من بتاب ، از دور دست هاي دلم طلوع كن . الهامهاي خودت را به مشرق قلبم ببخش . بي خوديم را از من مگير!

جامي از آيه هاي مقدس اش
چونان «وقت هايي» كه گستره اندوه آنها را �را گر�ته ، و ا�ق سرخرنگي ، پيشاني آسمان را درنورديده گسسته ام . اين هجران را چه شرحي برمي تابد ؟و اين جدايي را كدام زبان به ت�سير مي نشيند؟
آيا منم كه آتش خويش بر مي كشم و در هياهوي لحظه ها رسوم ماندگار شبستانها و سجادهاي آسماني را �راموش كرده ام ؟ سلطنت استوار تو را سوگند مي خورم كه مرا به آستانت بري و از خزانه غيبت دري از اسرار عشق بر من برگشايي!
تيرگي در من تارهاي خويش را درتنيده است .نامهاي مباركت را مي خوانم تا خيالم را به پاكيزگي شبنم ها و سبزينگي روياهاي مقدس دعوت كني.
بي خويشتني مرا در جاده هاي نا هموار آزار مي رساند . اگر آ�تاب علم تو نباشد ، ساقه هاي وجودم خشك مي شوند . من تو را به شيواترين و نوراني ترين كلمه ات مي خوانم . من نه آنم كه تو خ.استه اي و نه آنم كه خود خواسته ام . در خود خروشي ندارم كه سلسله زنجير هاي سياهي را بركنم و مگر نه كه ، جكمراني تو بر تمتم عالم ، قاهر است، پس اينك ،اين من، اين دل من و اين مهرتو ! در من شراره هاي شگر� نورها را برانگيزان و پاي دلم را به بالا دست هاي احساس �را خوان . دستي بر چشمانم كش تا چشمه هاي اشك به راه ا�تد ، حال كه انقباض گريه هايم ، مرا به بي قراري شگر� خوانده است.
اي مايه آرامش من !
مگر نه كه نامهاي نيكوي تو ، اركان تمام عالمند. و كلمات تو ، سرور و سماع را مي آ�رينند ، من به دامان رحمت تو خويش را مي آويزم و از بيكرانگي احسانت ، گدايي مي كنم .
مگر نه كه دانايي تو تمام آ�اق را در نورديده است ، به اشارت هاي پنهاني ، اشاره اشراقي در ضميرم روشن كن و سرگردانيم را در جاده هاي «بي تو» ، پايان بخش !
اي تمام هستي ام!
مگر نه كه نور تو تمام وجود را رشن مي كند و عشق را مي گستراند ؟ چه اشراقي است كه از نور تو بردميده است ! سينه ام آ�تاب ندارد ، چشمان منجمدم ، از بصيرت� ديدن بازمانده اند . مگذار كه نابينايي ، عشق را از من برگيردو در آتش �راقم اندازد، اي اولين آيه عشق و اي بي پايانترين جاده دلبستگي!







=>



توسعه رسانه هاي بلغارستان پس از كمونيست


نويسنده: ليج هال
ترجمه: سيد امير حسين اصغري


بلغارستان مثل اغلب كشورهاي كمونيستي پيشين، هم اكنون دوران سخت گذر را طي مي كند . اين كشور در گذشته تحت حمايت اتحاد جماهير شوروي سابق به طور جبران ناپذيري استعدادهاي خود را از دست داد. همچنين آينده اش نيز نا مطمئن بود . خوشبختي اغلب مردم دور از دسترس به نظر مي رسيد . �قر و نااميدي ، موجب از ميان ر�تن ر�اه و سعادت مردم شده بود. مردم بلغارستان براي زندگي در صلح ، ما نند مردمان هر كشوري ترجيح ميدهند كه از دست سياستمداران و رهبران نظامي رها شوند . اغماض و �ضاي باز سياسي �قط در كشورهاي پيشر�ته و با ثبات وجود دارد. جوامع بي ثبات در برخي اوقات مجبورند كه تصميمات خاصي را در مورد اين كه مي خواهند در چه نوع كشوري زندگي كنند ، به اجرا بگذارند.
نام بلغارستان از كلمه بلغار گر�ته شده است . بلغارها مردمان چادر نشيني بودند كه در قرن 7 ميلادي سرزمين اسلاوها را �تح كردند و بعدها در آنها ادغام شدند و از اين رو اين كشور بلغارستان ناميده مي شود . بلغارستان در گذشته يكبار به مدت نزديك 500 سال تحت انقياد تركها در دوران عثماني ها در آمد . اما مردم اين كشور هويت ملي خودشان را در طي اين دوران ح�ظ كردند. زبان اسلاوي آنها و ايمان ارتدوكسي شان بسيارمت�اوت از زبان تركي و دين اسلام بود. (1) سر چشمه هاي ت�كر �لس�ي بلغار هميشه از اروپا نضج مي گر�ت اگر چه سالهاي سلطه امپراطوري عثماني آنها را ازپيشر�تهاي اروپا جدا كرد .« اسكارا بااوا» اشاره كرده بود كه اسلاوهاي غربي كاپيتاليسم و ايمان ارتدوكسي را پذير�ته اند كه اين موضوع موحب تر�يع حكومت هاي اشرا�ي محلي و هزينه كردن از قدرت مركزي مي شود . در مقابل اسلاو هاي شرقي مرزهاي ميان آسيا و اروپا را ح�ظ مي كنند ، مرزهايي كه بار ها باحضور نظامي مغول ها ، تاتارها و تركها جهت اشغال ، مواجه شده بود . بااوا ، اين تهديد ثابت خارجي را ، �شاري بر قدرت مركزي در اروپاي شرقي مي بيند . و همين موضوع را سبب محدوديت هاي �ردي و كم شدن استعدادهاي آن منطقه مي داند. تا سال 1989 ، هنوز حكومت بلغارستان ، مخال�ان سازمان يا�ته سياسي و يا سنت توسعه مدني را در خود نداشت كه به �ضاي خالي ايجاد شده پس از دوران كمونيسم در آن كمك كند .(2) مانند بسياري از انقلابها ، انقلاب جامعه بلغاري، بو سيله نخبگان سياسي مشتاق به ح�ظ قدرت سياسي در يك چهار چوب جديد از بالابه برخي حوزه ها ، تحميل كرد.
بلغاريها برخي سنتهاي دموكراسي را ازقبل داشتند كه به سمت آنها برگردند . اولين قانون اساسي بلغار ، درسال 1879 د رشهر ترنوو نوشته شد كه در آن انديشه هايي از انقلاب �رانسه گنجانده شده بود . آن قانون از آزادي بيان ، ايجاد مجلس ، و مطبو عات آزاد حمايت مي كرد . نقطه اصلي اين قانون اساسي، اين بود كه بسيار روشن�كرانه بود و م�اهيم خوبي را در بخشي از چار چوبهاي خود بيان مي كرد ،حتي اگر قوانين ، از آن به خوبي پيروي نمي كردند.اين قانون اساسي ( با يك يا دو گسستگي) تا دوران �راگيري كمونيست در سال 1947 بر جاي ماند . (3) بلغارستان با روسيه ، روابط بسيار نزديكي برقرار كرد اما در سال 1980 ، تئودور ژيوك�(رييس جمهور وقت) ، توجهي به تغييرات به وجود آمده در شوروي سابق ننمود و دستور كار سابق خود را ادامه داد.اگرچه حزب كمونيست تلاش مي كرد تا بگويد كه هيچ غير بلغاري در كشور وجود ندارد،اما پروسه بلغاري كردن اقليت ترك ، درنهايت به شورش و نبردهاي خونين كشيده شد وا ين درست در زماني بود كه سياست باز گورباچ� – گلاستنوست- به اوج خود رسيده بود . ژيوك� قادر نبود كه سياست بلغاري كردن را به خارج و تحت ن�وذ گورباچ� ، منتقل كند . (4) البته در سال 1980 جريان انتشار آزاد مطبوعات و تلويزيون هنوز از روسيه به بلغارستان نرسيده بود . اما آن خيلي طول نكشيد كه موعظه گران پير ماركسيست /لنينسم پيشگويي مي كردند. طعم (گلاست نوست)آزادي نخستين بار از روسيه به سوي بلغارستان آمد و مشتاقانه از سوي توده مردم پذير�ته شد. اما رهبران گارد پيشين بلغارستان به سختي در برابر آن موضع گر�تند. (5)
گستره ات�اقات سال 1989 ژيوك� را از حكومت بركنار كرد اما اين موجب نشد كه ريشه كمونيسم و ماركسيسم بكلي از جا كنده شود بلكه آنان در انتخاب مجلس ملي در ژوئن سال 1990كه در آن احزاب مختل� شركت داشتند ، قدرت را به دست گر�تند. چتر نيروهاي اصلاح طلب The umbrella reformist group (UDF) بالاخره در سال 1991 اكثريت ضعي� مجلس را بدست آورد اما يكسال بعد هنگامي كه حزب تركها MRF 1/حزب حقوق و آزادي/با 24 كرسي تصميم گر�ت تا تابعيت خود را از (UDF) به حزب كمونيسم منتقل كند دولت جديد اصلاح طلب ،آراي مطمئن خود در مجلس را از دست داد با اين حساب سوسياليستها كابينه جديدي را در ژانويه 93 تشكيل دادند و بسسياري از نيروهاي كمونيست سابق را وارد آن نمودند.(6) يك ماه بعد نيروهاي اصلاح طلب دست به يك خودكشي سياسي زدندبطوري كه 7 عضو از نمايندگان خود را به دليل آنچه كه آنها آن را حمايت از دولتمردان غير مي ناميدند ، از ميان خوداخراج كردند. اين اقدام عجولانه باعث شد تا 11 نماينده ديگر آنان استع�اء داده و در گروه مخال� قراربگيرند0 در نتيجه اين اعمال ، حزب كمونيست ، براحتي اكثريت مجلس را به دست آورد .(7)
در چنين حالي بلغارستان براي يك سال و نيم داراي يك مجلس دو قطبي بود كه تحت سلطه رييس جمهور و يك نخست وزير كه روش و دستور كار ديگري را در پيش گر�ته بود ، اين موضوع باعث وجود بد گماني و سوء ظن نيروها به يكديگر شده بود . اين مساله، ممكن بود كه انتخابات را پيش از سپتامبر برگزار كند. (8).
اين موضوع مهم نيست كه كمونيست ها در كشور ديگري جز بلغارستان نتوانستند راي بياورند. در زمان زمامداري ژيوك� ، نسبت اعضاي حزب كمونيسم نسبت به عموم مردم تقريباً13% بود .اين مقدار برترين ميزاني بود كه درآن زمان حتي در اتحاد جماهير شوروي مي توانست پيدا شود.(9) .در آن سال خبرگزاري شين هوواي چين گزارش داد كه در آن سال دهها هزار ن�ر از مردم بلغار در «روزمن» بالبداهه تجمع كرده و آن روز رادر صو�يه جشن گر�ته اند .(10) اگر اين خبر درست باشد بازتاب احساسات ميهن دوستانه بازمانده از دوران كمونيسم است .حزب كمونيسم ممكن بود از اين احساسات براي خود بهره ببرد اما آنها ديگر نمي توانستند روش سياسي قبل از سال 1989 را دوباره به وجود آورند .تكثر سياسي و سرمايه گذاريها ي خصوصي به شدت رواج يا�ته و ديگر قابل تغيير نبود .(11)
سيستم ارتباطات �ني پيشر�ته ، كليدي براي صعود رسانه هاي اطلاع رساني و مردم بلغار است .در اين راستا بانك توسعه اروپايي ، 29 ميليون دلار براي ايجاد سيستم �يبر نوري در خطوط تل�ن در بلغارستان كردكه از زير درياي سياه كه از مسير بلغارستان از روماني به تركيه كشيده مي شود . بيش از بيست شركت بين المللي كه در برقراري سيستم هاي ارتباطي كار مي كنند در خواست مشاركت در 70%اين پروژه را داشتند.(12) اعتماد به سيستم مخابراتي و تل�ن يكي از اساسي ترين و مهمترين مسايل براي راه اندازي سرمايه گذاري و تجارت مدرن است . موا�ق يك نظر سنجي كه توسط شركت بين المللي تله كامينيوكيشن / ارتباطات تل�ني/ telecommunicationsانجام شد بلغارستان داراي يكي از بدترين سيستم هاي مخابراتي جهان بود كه سه چهارم خطوط آن در حال تخريب بودند .(13) گروه اسپرينت با معامله اي انحصاري بهبود وضعيت كامپيوتر و تل�ن در بلغارستان را به عهده گر�ت .(14) شركت زيمنس ، طبق قراردادي اجازه يا�ت كه 80 هزار شماره تل�ن ديجيتال در صو�يه و وارنا ايجاد كند (15) شركت انگليسي / تل�ن و كابل / UK-based Cable & Wireless امتياز ايجاد شبكه -اي را گر�ت كه شهرهاي صو�يا ، پلوديو ، وارنا و بورگاس را در بر گر�ت و مي بايست تا سال 1998 ،95% كشور را پوشش مي داد . بعد از دو سال ، مديريت اين امتياز به بلغاري ها داده شد . C&W ادعا كرد كه آنها برنامه توق� در بلغار براي دوره اي طولاني را دارند و مي خواهند در پروژه هاي محلي سرمايه گذاري كنند.(16)
اتحاديه اروپا در آن سال اقدام به برگزاري دوره آموزش از راه دور براي بلغاريها نمود كه در آن آيين دولتمداري، مديريت از راه دور يك انجمن /شركت…، بازاريابي ، �روش و تكنولوژي جديد گنجانده شده بود .( 17)
بعضي از كمپاني هاي رايانه اي ، ادارات و مراكز منطقه اي خود را باز كردند . شركت Compaq با 38 �روشنده در بلغارستان ، به رايانه اي كردن مجلس ملي بلغارستان كمك كرد . (18) كتابخانه كنگره ملي آمريكا نيز با اختصاص محلي براي اين امر ، به انجام پروژه كمك كرد . (19) موسسه Intel GmbH اداره اي در شرق اروپا و مركز �روش در بلغارستان را گشود. (20) شركتMcGraw-Hil اعلان كرد كه مجله اي كامپيوتري به زبان بلغاري انتشار مي دهد – كه اكنون منتشر مي شود .-
بسياري از دانشگاهيان و روزنامه نگاران غربي ، اينك براي دريا�ت و انتشار اطلاعات بسيار سريعتر از آنچه كه قبلا متصور بود، به اينترنت اعتماد كرده اند . انجمن اينترنت يك كارگاه آموزشي اينتر نت در پراگ براي دانش جويان شرق اروپا گشود . سرمايه گذار بشر دوست ، آقاي جرج سوروس ، مبالغي براي اشخاصي كه مي خواستند در اين دوره ها شركت كنند ، پرداخت كرد .وي همچنين مبالغي را براي ح�ظ خطوط اينتر نت در بلغارستان هزينه كرد ، وي مدعي بودكه اين شبكه هاي اينترنتي موانع ( بر سر راه آزادي بيان و…)را در كشور از ميان مي برد . (21)
موسسه MCI متعهد شد كه كتابداراني را كه دردايره مطالعات محيط زيست كار مي كنند براي شركت در كن�رانسي علمي به پراگ ب�رستد. كتابداران ، يكي از مهمترين بخش هاي اداره اطلاعات در اينترنت هستند كه به آنها اكو دايركتوري / پژواك مستقيم/ EcoDirectory گ�ته مي شود . اين هد� براي اين انتخاب شد كه اطلاعات روزانه به كشور هاي سابق بلوك شرق ، براي حل معضلات پيچيده زيست محيطي بدهد ، چرا كه در اثر سوء مديريتي 20 ساله مشكلات زيست محيطي خاصي در آنجا پديد آمده بود (22)
بكار گر�تن اينترنت ، البته نيازمند زبان انگليسي ( و در اقلي ترين وجه خود آشنايي با ال�باي لاتين ) و است�اده بسيار از نرم ا�زار هاي آمريكايي است و بنا بر اين شركت هاي تكنولوژيكي آمريكايي به سختي نيازمند زمان هستند تا برنامه هاي خود را ارتقاء دهند . پس در اين گ�ته منازعه اي نيست كه بايد عده اي از مردم براي مكاتبه و آموزش از جهان خارج آماده شوند. اين نيز بايد به خاطر سپرده شود كه محرك تاجران آمريكايي در كمك به ا�زايش سطح معلومات و… مردم اروپاي شرقي ، توسعه بازار مصر� در آن مناطق است . اين ممكن است كه عالي و خوب باشد اما آموزش به اين منظور بي طر�انه نيست . و راه به سوي اطلاعات واقعي را كه از سوي دانشجويان مشتاق اروپاي شرقي دنبال مي شود ، مي پوشاند.حتي اگر ادعا شود كه مي خواهند دستيابي به تكنولوژي پيشر�ته را هموار كنند .
گزارشگران جديد براي نشريات تازه كه در حال ازدياد بود كار مي كردند اما روزنامه هاي پيرو سياستمداران سابق ، هر چند مشتاق آموزش بودند اما عملاً از آن بي بهره بودند . غيرعادي نيست كه آنها نتوانستند ميان نقش گذشته خود و جريان �علي ت�اوت بگذارند. بنابراين مشتاقند تا حقيقت جامعه خود را چاپ كنند. بنا براين آنها داستانهاي سرهم بندي شده ، بسيار با تحري� يا بدون نام نويسنده چاپ مي كنند . (23) خبر نگاراني كه براي راديوو تلويزيون دولت قديم كار مي كردند يك مشكل قابل درك داشتند : هيچكس به سخنگوي دولت اعتماد نداشت .
روز نامه نگاران بلغاري شروع به درك اهميت اين مشكل كرده اند . خبرگزاري بالكان (با بخشي از سرمايه گذاري اروپايي)تاسيس شد تا ر�تار حر�ه اي را تر�يع دهدو در اين راستا ، سمينارهايي در باب دموكراسي و رسانه ها و همچنين ناسيوناليسم ا�راطي و رسانه ها برگزار كرده است .(24) پارلمان بلغارستان ازانجمن روزنامه نگاران اروپا دعوت كرد تا آنها را در تنظيم امور مربوطه ياري دهد . (25) راديو صداي آمريكا از آموزش روزنامه نگاران حر�ه اي در صو�يا حمايت كرد . دانشگاه آمريكايي براي پركردن خلاء ،نياز هاي برنامه هاي آموزش حر�ه اي در موضوعات جديد در زمينه هاي مديريت اقتصادي ، علوم كامپيوتر ، حقوق وروزنامه نگاري به سبك استاندارد غربي درشهر بلاگوا� گرادتاسيس شد .(26)
متاس�انه دانشكده روزنامه نگاري دانشگاه صو�يه در اوايل هيچ تغييري در جهت دگرگوني مواد آموزشي پس از زمان كمونيستي انجام نداد. The American-based Freedom Forum سازمان آزادي آمريكايي يك كتابخانه مرجع خبر در شهر بلاگوا� گراد تاسيس كرد تا به روزنامه نگاران بلغاري اطلاعات جديد، كتابهاي مرجع و سي دي بدهد. (27)
با دستيابي به جريان اطلاع رساني جهاني ، هيچ سانسورسياسي اي نمي تواند وجود داشته باشد .خصوصاً ، با قوانين ضد سانسوري كه در بلغارستان /جديد/ پديد آمد آنها مي توانند هر چه را كه مي خواهندو تا آنجا كه مي توانند بخوانند ، ببينند ، گوش �را دهند .
رسانه هاي خبري و روزنامه ها ، تجربه بسيار دراماتيكي را ، در سال1989 در رها شدن از بند به دست آوردند و انتشار مطبوعات بسيار گسترش يا�ت ، اما در همين حين ا�زايش قيمت كاغذ و چاپ روزنامه ها موجب تعطيلي بسياري از آنها شد . پس از آن موضوعات سياسي مانند انتخابات و سخنراني ها نيز تازگي و طراوت خود را از دست دادند و بنابر اين علاقه به آنها نيز كاهش يا�ت در نتيجه تيراژ مطبوعات رو به ا�ول نهاد . نشريات قطع كوچك ، مثل 24 ساعت ، كار خود را به خوبي انجام دادند(28) . ظاهراً تجارت ه�تگي سود آور بود . شركتهاي انتشارات سوييسي Ringier وReuters ريوترز هردو وارد سرمايه گذاري براي چاپ مطبوعات شدند.(29)
بسياري از �رستنده هاي راديويي و تلويزيوني درحال حاضر به صورت مختلط در تملك دولت و بخش خصوصي است . شش شبكه تماماً بازرگاني راديو ، اكنون �قط در صو�يا اجازه پخش در سراسر كشور را دريا�ت كرده اند. (30) گروه انگليسيBritain's GWR Group Plc ً 30% از سهام راديوي FM Plus را خريد (31) و يك شبكه تلويزيوني به زبان تركي نيز مجوز پخش دريا�ت كرد اما اين شبكه هنوز به زبان تركي برنامه پخش نمي كند. يك كمپاني يوناني به نام آتنا تي وي Antenna TV طي مذاكراتي اجازه پخش برنامه هاي خود در داخل بلغارستان را به دست آورد . (32)در سال 90 ، يك كانال خصوصي �رانسه در صو�يه قابل مشاهده بود . هم اكنون، بسياري از اهالي بلغار مي توانند به طور منظم ، شبكه هاي روسيه ، يونان و يوگسلاوي (بسته به محل اقامتشان را دريا�ت كنند) .1 (33) به خاطر نقص قوانين مطبوعاتي ، �رايند اعطاي مجوز طولاني است . و شايد ، نمايندگان مجلسي كه مخال� خصوصي سازي اند در آن تعلل كرده و آن را به عقب مي اندازند . در سال 1991 قانون اساسي سرپرستي رسانه ها را به مجلس سپرد تا اين نهاد ، قوانين مربوطه را تدوين كند . تدوين اين قوانين توسط كميسيون ويژه مجلس بسيار به طول انجاميد. نمايند گان ادعا مي كردند كه آنها در حال مطالعه قوانين مربوط به رسانه ها در سراسر اروپا مي باشند . (34) در همين اثنا ، كارمندان راديو دولتي بلغارستان ادعا كردند كه رييس مجموعه آنها از قبل از سال 1989 تغيير نكرده است ، در حالي كه كارمندان و ايدئولوگهاي تلويزيون بلغار ، به سرعت پس از تغيير مديريت سياسي جامعه عوض مي شوند. 1.(35)
ايده ماليات ارزش ا�زوده يكي از سنت هاي اروپايي بود كه مجلس خيلي زود به آن پرداخت . ت�سير بلغاري از اين قانون كه از سال 1991 به اجرا در آمد ، رسانه ها ، مطبوعات ، كتاب ،جوهر ، چاپ و �يلم را از قاعده پرداخت 18% ماليات معا� نكرد. نتيجه قريب الوقوع اين قانون اعتصاب عمومي چهار روزه از سوي روزنامه هاي برجسته بلغاري و ايستگاههاي خصوصي راديو بود . در حمايت از اين اعتصاب تئاتر صو�يا ، �قط �يلم هاي پورنوگرا�ي به نمايش گذاشت . « صو�يا �يلم » ادعا كرد كه اين ماليات سنگين ، هنگامي كه ارزش لوا(براي خريد بليط) پايين مي آيد و بهاي ساخت �يلم ها بالا مي رود �يلم هاي خانوادگي را از پرده هاي سينما كنار مي برد . (36) اتحاديه همپيمانان توسعه تجارت در بلغارستان ، اتحاديه روزنامه نگاران بلغارستان و سازمان راديو هاي خصوصي ، درخواست معا�يت از ماليات را نمودند ، چرا كه در اين قانون ، به آگهي كه منبع اصلي درآمد رسانه ها بود ، لطمه سنگيني وارد مي شد . اين بالاترين قيمت ماليات ارزش ا�زوده در كشور هاي اروپايي بود .
توجه به اين امر حائز اهميت است كه هيچيك از رسانه هاي راديو و تلويزيون دولتي ، كه احتمالا تحت اين قانون واقع نمي شدنددر اين اعتصاب شركت نكردند . به آساني مي توان در يا�ت كه زماني اين ماليات به نشريات و رسانه هاي خصوصي ضربه وارد خواهد كرد كه به ابزار و استراتژي دولت در حمايت از ايستگاههاي رسانه اي خود تبديل شود . هر چند كه ، بودجه بلغار ستان در سال 1993 به ميزان 7/14 % كسري داشت ، شايد اين كار مجلس ، تلاش بي شرمانه اي براي خاموش كردن صداي مطبوعات در قبال آن كمبود ها بود .(37) اين شايد يك عامل باشد اما احتمالا غير منطقي است . ميل شديد براي بالا بردن در آمد دولتي در زماني بود كه سرمايه گذاري به سختي انجام مي شد .
گذشته از مشكلات سرمايه كذاري ، نشريات اقليت ها در بلغارستان ، تجربه اي دراماتيك و پيروزيهاي شگر� را پس از سال هاي 1980 كسب كردند . دولتمردان كمونيست ، خشونت آشكاري نسبت به تركها داشتند و در طي بي عدالتي ها و خشونت هاي ديگر مدرسه و روز نامه هاي آنان را تعطيل كردند كه باعث گريختن بسياري از تركهاي بلغاري به تركيه شد. (38) امروزه نشريات تركي به آزادي منتشر مي شود .هنوز به نظر مي رسد كه تركهاي بلغاري از موقعيت خود ناراضي هستند . در مارس 1993 ، حزب MRF تركها ، در خواست ايجاد يك برنامه تلويزيوني حد اقل 12ساعته به زبان تركي ، در روز از شبكه هاي دولتي شد. كمتر از دو ماه بعد ، بي .بي .سي خبري در باره وجود يك �رستنده غير قانوني در جنوب شرقي بلغارستان را بيان كرد . اين به روشني ، نقض قانون بود . 2 اين �رستنده برنامه هاي ماهواره تركيه را بر روي برخي از �ركانسهاي تلويزيون ملي بلغار قرار مي داد. . در نهايت يك پروانه پخش به شبكه اي تركي با سرمايه گذاري خصوصي داده شد اما شرايط آن به مراتب سخت تر از آن بود كه قابل حصول باشد .ظاهراً هزينه برپايي �رستنده خصوصي از سوي چند تن از شهرداران مناطق ترك نشين بالا ر�ته بود .(39). دولت بلغارستان به روشني از اعطاي مجوز و موا�قت با درخواست MRF مبني بر پخش برنامه هاي تركي از يك شبكه مستقل دولتي ، دوري مي كند. (40) بالاخره در آگوست 1993 راديوي دولتي بلغار ، شروع به پخش برنامه هاي تركي كرد.
كوليهاي بلغاري وضعي بهتر از تركها نداشتند . آنها حزب سياسي ندارند تا شكايتها و نارضايتيهاي خود را بيان كنند . هيچ كدام آنها نتوانسته است كه بر اساس منع قانون اساسي از تشكيل حزب بر اساس قوميت و دين ، حزبي براي كوليها تشكيل دهد. در اينجا دو سازمان ملي براي كوليها وجود دارد . يكي اتحاد روما در بلغارستان Confederation of Roma in bulgaria كه در ماه مي 1993 بنا شده و ديگريAssociated Roma Union اتحاد همپيوندان روما است كه در اكتبر 1992 تشكيل شده است . بدون وجود نمايندگاني در مجلس ، البته اين بسيار مشكل است كه قوانيني در باره حقوق كوليها در مجلس تصويب شود. اما برخي اصلاحات در اين باره انجام شده است .گويشها و لهجه هاي روما اكنون در برخي از مدارس ابتدايي آموزش داده مي شود . دولت بلغارستان ، طرحي براي سربازگيري كوليها در نيروي پليس ارائه كرده است . (41) متاس�اته تاكنون پليس متناوباً به آزار و اذيت كوليها متهم شده است .(42) پس پليس كوليها بايد گامي در جهت حقوق خود بردارد . دپارتمان دولتي آمريكا در سال 93 گزارش داد كه محل خانه هاي اختصاص داده شده به كوليها ، بسيار �قيرانه ، غالباً بدون آب ، برق و �اضلاب است . انجمن كوليها و همسايگان آنها مكررا مورد حمله واقع شده اند . آنها در استاندارد زندگي جامعه بلغاري ، واقع نشده اند . مطبو عات جرايم را بدون دليل به آنها استناد مي دهند .(43) اتحاديه روما ، ادعا مي كند كه آنها حزب سياسي نيستند ، اما از سوي احزاب سياسي و مطبوعات مورد حيله و تجاوز واقع مي شوند . (44) اتحاديه روما ، اعلام كرد كه حمايت خود را از حزب ليبرال پس گر�ته و به حزب كمونيسم پيوسته است چرا كه اين اتحاديه از وعده هاي تهي آنها به ستوه آمده است . (45)
اكنون ، بسياري از رسانه ها ي بلغاري وابسته به دولت و يا احزاب هستند و به نظر نمي رسد كه در آنها مشكل سانسور وجود داشته باشد . برخي راديو هاي دولتي خارجي مثل بي بي سي و صداي آمريكا اكنون بدون هيچ گونه اضطراب و مشكلي در �ركانس راديوهاي بازرگاني (commercial ) قرار گر�ته اند . گر چه هنوز تلويزيون بلغارستان تحت كنترل دولت است اما در نظر سنجي هايي كه به عمل آمده مردم به اخبار آن اعتماد دارند .(46) حقيقت جالب توجه اينجاست كه در تلويزيون همچنين مي تواند تحليل و ت�سير يك قطب سياسي مخال� قرار بگيرد . چند سال پيش روزنامه حزب نيروهاي دموكراتيك ،خبري كاملا سري را درباره حوادث 1968 چاپ كرد مبني برارسال 1800 دسته از سربازان به چكسلواكي . اين عمل ، گرچه ممكن است كاري در جهت دستپاچه كردن كمونيستهاي پيشين بود ، اما ، بحثي در �ضاي باز رسانه ها بود و شايد دليل بروز آن درد و رنجي بود كه مردم بلغار كشيدند . �ضاي باز مطبوعات ، باعث مي شود تا گاه آنها به عنوان وجدان عمومي عمل كنند و حقيقت را نشان دهند .
پذيرش اين نوع از آشكار سازيهاي روزنامه نگاري، يقيناً در دوران ژيوك� ، پيدا نمي شد . در سال 1978 در لندن واقعه مشهوري در باره يك پناهنده سياسي كه در شبكه جهاني راديو بي بي سي به عنوان گوينده خارجي �عاليت مي كرد رخ داد . گئورگي مارك� ، در طي سالهاي كمونيسم از كشور گريخت و در تبليغات ضد كمونيسم ، راديو بي بي سي ، براي داخل بلغارستان �عاليت مي كرد. او در نهايت توسط يك آدمكش بلغاري كه توسط ژيو ك� �رستاده شده با ضربه يك چتر سمي در پل والترلو كشته شد .(47) اين مسلماً نمونه بسيار روشني در سانسور عقايد از سوي دولت در بلغارستان بود . قانون جديد مربوط به نشر و سانسور بلغارستان آثاري از دوران كمونيست دارد. قانون اساسي كنوني بلغارستان در جولاي 1991 زماني كه حزب كمونيست در مجلس غلبه داشت ، در مجلس ملي مورد تصويب قرار گر�ت . در آن زمان برخي از نمايندگان حزب ليبرالUDF خواستار آزاديهاي بيشتر در قانون اساسي و �اصله گر�تن هر چه بيشتر از ايده هاي كمونيستي شدند. آنها مخال�ت خود را با اقدامات اكثريت كمونيست مجلس ، در طي يك اعتصاب غذاي 10 روزه نشان دادند . آنها خواستار قوانين غني تري در ح�ظ حقوق و آزاديها ي بشر بودند. (48) همانطور كه پيشتر گ�ته شد ، قانون اساسي كنوني بلغار، تشكيل احزاب سياسي بر اساس قوميت و دين را ممنوع مي داند. اين موضوع هم مباحث زيادي را برانگيخت . كشورهاي CSCE كه شامل آمريكا هم مي شود و همچنين گروههاي حقوق بشر غربي ، اظهار داشتندكه اقليت هاي قومي در بلغار پيوسته مورد تبعيض واقع شده اند .آنها مدعي بودند كه اقليتها بدون داشتن نماينده در مجلس ، به سختي مي توانند به حقوق خود دست يابند . دولتمردان بلغاري ، ضربه متقابل اين استدلال را با ترس غير واقعي خودشان از پتانسيل من�جر شونده تقسيم كشور به شاخه هاي �رعي نژادي نشان دادند . �روپاشي كشور همسايه –يوگسلاوي – ازاين بحرانها ، مطمئناً در صو�يه مورد توجه قرار نگر�ته است. بيان حداقل بي عدالتي هايي كه اقليت ها متحمل آن شده اند به حوصله گسترده تري از يك مقاله نياز دارد . پس اجازه دهيد تا به كانون اين شكايت توجه كنيم كه ممكن است مطالبات بيشترو بيشتري را در جهت استقلال و خود مختاري راهبري كند.در آن زمان حزب UDF ( نيروهاي دموكراتيك) بر آن شد تا براي اصلاح اين مشكل قانون اساسي تلاش كند . اما اين موضوع مستلزم داشتن اكثريت دو سوم در مجلس بود كه آنها �اقد آن بودند.1(49) در همان ايام نمايندگان قانوني آمريكا كه در اروپا مستقر بودند ، راسا به بلغارستان س�ر كردند تا در بازبيني قانون اساسي نيرو هاي دموكرات را ياري دهند . اين كمك مخصوصاً در ميدانهاي تكنيكي و �ضاهاي جديد مانند قوانين تبليغات تجاري و.. بود .(50)
�سرقت ادبي از آثار سينماي هاليوود ، بسيار مردم پسند و سود آور است. اين �يلم ها يكسال بعد از توليد بي ارزش مي شوند . روسها و بلغارها ، از اين آثار �يلم هايي ساختند . مردم مشتاقند تا در مسابقه �يلم هاي آمريكايي �رو بروند . �يلم هاي اكشن و داستانهاي پليسي ، به طور خاص و بخوبي مورد استقبال قرار مي گيرند . در آنها هيچگونه محدوديتي در باره ميزان خشونت وجود ندارد . (51) هنگامي كه در آمريكا ساخت �يلم هاي خشن توام با عرياني ا�زايش يا�ت ، واردات آنها به بازار بلغارستان نيز مسلسل وارگسترش پيدا كرد. مشكل است كه در مورد زمان اين موضوع پيش گويي كرد. اما اگر بلغاريها از گذران با اين دست �يلم هاي بي ادبانه خسته شوند و براي تماشاي �يلم هاي هنرمندانه و ت�كر برانگيز پول پرداخت كنند، چه خواهد شد؟ حالادر بلغارستان ، البته چيزهاي نو ،گرامي داشته مي شوند ، اما انصا�ا بايد گ�ت كه سطح تحصيلات و �رهنگ مردم بلغارستان بالاست و بعيد به نظر مي رسد كه آنها براي مدت طولاني به �يلم هاي اكشن و غير مت�كرانه نگاه كنند .
در هر صورت ، قانون جديد كپي رايت آثاري برسينماي داخلي بلغارستان ، در برابر تجارت �يلم هاي آمريكايي باقي خواهد گذاشت . بيشتر از نص� �يلم هايي كه در بلغارستان نمايش داده مي شود ، سرقت از كپي �يلم هاي آمريكايي است . ادعا مي شود كه بعضي از �يلم هاي آمريكايي قبل از اينكه در آمريكا اكران شود ، در گذشته بصورت غير قانوني در بلغارستان توزيع شده اند . (52) تاريخ اين كار به دوراني برمي گردد كه ، كتابهاي مخال� غربي در زمان كمونيست به طور مخ�يانه در بلغارستان توزيع و منتشر مي شد . اكنون ديوار بلند قيمت هاي بالا بجاي سانسور گذشته نشسته است . در مقابل صنعت �يلم هاي خانوادگي بلغارستان دچار اضمحلال و �رو پاشي كامل شده است . براي اينكه بعد از سال 1989 ، د�عتاً، ديگر هيچ پولي از سوي دولت براي سينما پرداخت نشد . صنعت �يلم بلغار ، شبيه صنعت كامپيوتر ، به بهره بري از سرمايه گذاري هاي بزرگ و توجه به آن در زمان كمونيسم از سوي دولت عادت كرده است .
دختر تئودور ژيوك� ، شخصاً، در دوران وزارت �رهنگش متصدي توسعه دادن �يلم هاي بلغاري بود. اگر آن �يلم ها داراي تبليغات كمونيستي بودند بازاريابي آنها نياز به هيچ چيز ديگري نداشت . مركز سينمايي دولتي بويانا �يلم ، به مدرنترين نور پردازيها و دوربين ها مجهز بود و 1600 ن�ر نيز در آن استخدام شده بودند . اين مركز سينمايي ، داراي وسيع ترين و مجهز ترين انبار لباس و پشتيباني در اروپا بود كه درآن « سنت ها و لباسهاي 80000 دوره وجود داشت و كارگاههايي كه قادر بودند هر چيزي از قبيل حيوانات قبل از تاريخ ، لوازم جنگي قرون وسطي و… را توليد كنند .» (53) اكنون البته اكثرآن وسايل بلا است�اده مانده است . بعد از سال 1989 ، پول ملي بلغارستان تقريباً بي ارزش شد ، اما توليدات بويانا �يلم هنوز مي توانست توليد كنندگان خارجي را براي ساختن �يلم به صو�يه بكشاند . �يلم مشترك بلغاري – آمريكايي«شكار پرندگان» با هزينه 5/3 ميليون دلاراز اين نمونه ها بود . (54) يك �ستيوال �يلم كمدي در شهر گابروا برگزار شد . (55) وارنا ميزبان « نخستين �ستيوال بين المللي » بود (56) و…
در حال حاضر ، به نظر مي رسد كه بلغاريها مشتاقند تا با غربي ها ارتباط بيشتري داشته باشند و از مدل آنها در مسايل مختل� همچون قانونگذاري پيروي كنند . هيچ دو كشوري در مسير توسعه داراي راه و جهت يكسان نيستند بنا براين پيشگويي در باره آينده بلغارستان ناممكن است . سرمايه داران غربي كه به �كر بنا كردن جايگاههايي براي كسب سودند ، برنامه خاص خودشان را خواهند داشت . اين ضرورتاً بد شگون نيست . اما براي بلغاري ها در آن نكته هايي وجود دارد كه بايد دريابند و در خاطرشان ح�ظ كنند. روز نامه هاي قطع كوچك و �يلم هاي اكشن در هر كشوري وجود دارند .اينجا را با آمريكا در اين زمينه نمي توان مقايسه كرد . محبوبيت آنها زياد است . اما خطر در اينجاست كه مردم قادر نباشند تشخيص دهند كه چه چيزي با ارزش است و چه چيزي را نبايد جدي گر�ت . خيلي از كشور هاي اروپايي سعي مي كنند تا رسانه ها را از سانسور برهانند ، حتي وقتي كه آنها تحت كنترل صوري دولت هستند . ت�اوت اينجاست كه چه �رمولي براي كنترل در نظر گر�ته مي شود . و شهروندان دولتمردان خود را چگونه مي بينند كه تا چه حد استوار و قابل اطمينان اند و با چه مبارزه مي كنند و از چه مي ترسند .
بحث ناخوشايند ، ميان ا�راد �قير و ثروتمندان در بلغارستان توسعه خواهد يا�ت . اين موضوع ، مخصوصاً رنج آور است . زيرا كه حوزه بحث جديدي است و احتمالاً ، نسل آينده بلغار قادر خواهد بود تا با نگاه به عقب ، به روشني اشتباهات و نقاط قوت كنوني را مورد ارزيابي قراردهد . كشور هاي كمونيست سابق در راههايي كه تاكنون پيموده اند به طور جداگانه مو�قيت هايي داشته اند ، اما هنوز �رمول سحر انگيزي كه بصورتي مطمئن و بدون رنج دنبال شود و راه مستقيم تحول را بنماياند ، به دست نيامده است .

لازم به ذكر است كه اصل اين مقاله به زبان انگليسي از آدرس اينترنتي دانشگاه تگزاس آمريكا –پژوهشهاي مربوط به بلغارستان ـ در آدرس ذيل گر�ته شده است.
www.utexas.edu/ftp/eems/bulgaria.html

پي نوشتها:
NOTES

1."Bulgaria," UTCAT Encyclopedia.
2. Baeva, Iskra "Eastern Europe: PAst and Present" Bulgarian Quarterlv 1.3 (1991): 36-
3. Gruncharov, Stopicho "Bulgarian Bourgeois Democracy," Bulgarian Ouarterly 1.3 (1991): 10-12
4. Tsenkov, Emile, "The Geopolitical Dilemmas of a Former Satellite," Bulgarian Ouarterlv 1.3 (1991) 57-8.
5. Varzonovtsev, Dimitrii, "The Collisions of Self-Identification," Bulgarian Ouarterly 2.3- 4(1992):179.
6. McKinsey, Kitty, "Bulgaria," The Ottawa Citizen 28 Oct. 1993.
7. Semerdjieva, Liliana, "Bulgarian Ex-Communists Again Dominate Parliament," Reuters Library Report 21 Feb. 1993.
8. "Bulgaria's UDF Rallies," Reuters World Service 5 April 1994.
9. McKinsey, "Bulgaria".
10. "Tens Thousands Bulgarians Rally for May Day," Xinhua News Agency I May 1994.
11. Fletcher, Philippa, "Bulgarian Communists Weigh Up Bid for Power," Reuters World Service 2 June 1994.
12. "BT, 20 Others Bid for 70 Pct Stake in-Bulgarian Cable Link," Exetel Examiner 14 June 1994
13. Semerdjieva, Liliana,"C & W to build Bulgaria Mobile Phone Network" Reuters 8 Oct. 1992
15. "Siemens to Modernize Bulgarian Telephone Network," European Information Service Euro Report 5 May 1993, sec. 6.
16. "Cable & Wireless Plans Long Term Investment in Bulgaria," Reuters. Ltd. 18 March
17. "EU to Help Modernize East European Telephone System," European Information Service Euro-East 29 March 1994, sec. 20.
18. "Compaq Business Grows Threefold in Eastern Europe," PR Newswire 4 Aug. 1992.
19. "Uncle Sam Helps Eastern Europe's Fledgling Democracies Come to Terms with Automation of New Government Systems," Government Computer News 12.13 (1993): 10.
20. Ratajczyk, Andrzej, "On the Inside Track," The Warsaw Voice 13 March 1994.
21. Judge, Peter, "Superhighway Robbery?: Life at the Thin End of the Net," The Guardian 7 July 1994.
22. "MCI Sponsorship of East European Librarians Opens Door to Global Internet Information Exchange," PR Newswire 7 June 1994, sec. Financial News.
23. Engelbrekt, Kjell, "Bulgaria," RFE/RL Research Report 39 (1992): 32.
24. Kovic Branko, Milin ,"Greece: Balkan Crisis Forges Journalistic Cooperation," Interpress Service 21 Sept. 1993.
25. D'Arcy, Kevin, secretary of the British Assn. of European Journalists, "Designs on the
Press," The Guardian 9 Aug. 1993: 18.
26. Woodard, Colin, "American University in Bulgaria Finding a Niche," Los Angeles Times 12 Dec. 1993
27. "Freedom Forum Launches New European Programs," Business Wire 20 May 1993.
28. Dainov, Evgenii, president of the Bulgarian Publishers Assn., "Losing Readers in Bulgaria," The Warsaw Voice 8 Aug. 1993.
29. Lynn, Jonathon, "Western Media Test East European Market," Reuters World Service 15 May 1994.
. "Reuters Invests in Bulgarian Business Weekly," The Reuter European Business Report 19 May 1994.
30. Kapudaliev, Emil, secretary of the Parliamentary Commission on Radio and TV of the
National Assembly of Bulgaria, statement, March 1994.
31. Lynn,"Western Media".
32. Clark, Jennifer, and Pappas, Peter, "Television Market Braces for Expansion," Variety 8 Nov. 1993: 35.
33. Davis, Howard, "Media Change and Democratization," Hungarian Sociological Assn. Annual Convention 7-10 July. 1993 Miskolc, Hungary: Univ. of Miskolc, 1993).
34. Kapudaliev.
35. Davis, "Media Change".
36. Fletcher, Philippa , "Sofia Cinemas Hold Porn Protest Against VAT," Reuters World Service 31 March 1994.
37. Miurin, Paolo, and Sommariva, Andrea, "Financial and Technological Assistance to Central and Eastern Europe," The Washington Quarterly 17.3 (1994): 91.
38. "Bulgarian Moslems Have Equal Rights-Arab League," Reuters World Service 17 June 1994.
39. "Illegal Relays of Turkish Satellite TV Interfering with Bulgarian TV" British Broadcasting Corp. 11 May 1993.
40. Iordanova, Dina, "Restructuring of Bulgarian TV within the Current Political Context".
41. Commission on Security and Cooperation in Europe, Human Rights and Democratization in Bulgaria (Washington, DC, Sept. 1993) p. 14.

42. Dept. of State, Bulgarian Human Rights.
43. Ibid.
44. "Gypsy Union Protests Against Discrimination and Violations of Human Rights," British Broadcasting Corp. 25 June 1993.
45. "Gypsy Leader Switches Support From MRF to BSP," British Broadcasting Corp. 5 May 1994.
46. Dept. of State, Bulgarian Human Rights.
47. Gliniecki, Andrew, "Former KGB Man Questioned Over Markov Killing," The Independent 1 Nov. 1993: 1.
48. US Dept. of State dispatch, Implementation of the Helsinki Final Act (Sept. 1992) vol. 3, no. SUP6-7, p. S1.
49. Ibid.
50. Andrews, James H. ,'Helping Law Come in From the Cold," Christian Science Monitor 21 March 1994.
51. Welkes, Robert W., "Almost Hollywood," Los Angeles Times 3 March 1994: Fl.
52. Semerdjieva, Liliana. "Bulgarian Distributors to Battle Video Piracy," Reuter European Business Report 25 Oct. 1993.
53. Williams, Carol J., "Bulgaria's Cinema Struggles Toward a Comeback," Los Angeles Times 15 March 1-994.
54. Honeycutt, Kirk," 'Prey' a US-Bulgarian co-prod," The Hollywood Reporter 15 March 1994
55. Gilbert, Richard. "Film,N New York Times 27 March 1994, sec. 2: 29.
56. "Czech Films Take Part in Seventy Festivals," CTK National News Wire 29 Dec. 1993.






=>با تشكر از �رزين


------------------------------------------------------------------------

Sunday, January 13, 2002

=>Your Inspiration: My Star!

You're like a shining
star in the cold dark night
You lead me, You guide me,
You make everything seem right.

Every day, I'm grateful for
your warm, shining light.
Thank you for making
my whole world bright.
=================================================================


------------------------------------------------------------------------

Friday, January 11, 2002

=>مكاش�ه دلتنگي

گ�ته بودي كه ز هجرم چوني
آنچنانم كه ببيني و نداني بازم
زخم خورده اي را مانم كه مرهم اش نيست . براي او چاره اي نمانده است . درويشي �راق ، اندو هانم را گسترده است . تنهايي من ، تنها ترين �ريادي است كه مي كشم . روح تنها ، روح وامانده است . مثل در بيابان ا�تاده غريبي حيرانم! هيچ �لس�ه اي اندوه عر�اني مر ا درمان نمي كند. هيچ استدلالي ، مكاش�ه دلتنگي مرا ، شرح نمي تواند دهد . هيچ حكمتي ، حكم بي نهايت اشكم را بازگو نتواند كرد . من مانده ام وشرح آن كلماتي كه ناگ�تني است .
به نگاههاي مقدست سوگند كه كه ذره اي از آ�تاب نگاهت دلم را به روشنايي هزاران خورشيد ، بر خواهد ا�روخت . به ترانه خيز ترين لبخند هايت سو گند كه هنوز از تابش چشمان تو / به سپيده ها پي مي برم و از سبزي ايمان تو شكو �ا مي شوم .
مهربان من ، بر من بتاب ، از دور دست هاي دلم طلوع كن . الهامهاي خودت را به مشرق قلبم ببخش . بي خوديم را از من مگير!



جامي از آيه هاي مقدس اش

چونان «وقت هايي» كه گستره اندوه آنها را �را گر�ته ، و ا�ق سرخرنگي ، پيشاني آسمان را درنورديده گسسته ام . اين هجران را چه شرحي برمي تابد ؟و اين جدايي را كدام زبان به ت�سير مي نشيند؟
آيا منم كه آتش خويش بر مي كشم و در هياهوي لحظه ها رسوم ماندگار شبستانها و سجادهاي آسماني را �راموش كرده ام ؟ سلطنت استوار تو را سوگند مي خورم كه مرا به آستانت بري و از خزانه غيبت دري از اسرار عشق بر من برگشايي!
تيرگي در من تارهاي خويش را درتنيده است .نامهاي مباركت را مي خوانم تا خيالم را به پاكيزگي شبنم ها و سبزينگي روياهاي مقدس دعوت كني.
بي خويشتني مرا در جاده هاي نا هموار آزار مي رساند . اگر آ�تاب علم تو نباشد ، ساقه هاي وجودم خشك مي شوند . من تو را به شيواترين و نوراني ترين كلمه ات مي خوانم . من نه آنم كه تو خواسته اي و نه آنم كه خود خواسته ام . در خود خروشي ندارم كه سلسله زنجير هاي سياهي را بركنم و مگر نه كه ، حكمراني تو بر تمتم عالم ، قاهر است، پس اينك ،اين من، اين دل من و اين مهرتو ! در من شراره هاي شگر� نورها را برانگيزان و پاي دلم را به بالا دست هاي احساس �را خوان . دستي بر چشمانم كش تا چشمه هاي اشك به راه ا�تد ، حال كه انقباض گريه هايم ، مرا به بي قراري شگر� خوانده است.
اي مايه آرامش من !
مگر نه كه نامهاي نيكوي تو ، اركان تمام عالمند. و كلمات تو ، سرور و سماع را مي آ�رينند ، من به دامان رحمت تو خويش را مي آويزم و از بيكرانگي احسانت ، گدايي مي كنم .
مگر نه كه دانايي تو تمام آ�اق را در نورديده است ، به اشارت هاي پنهاني ، اشاره اشراقي در ضميرم روشن كن و سرگردانيم را در جاده هاي «بي تو» ، پايان بخش !
اي تمام هستي ام!
مگر نه كه نور تو تمام وجود را رشن مي كند و عشق را مي گستراند ؟ چه اشراقي است كه از نور تو بردميده است ! سينه ام آ�تاب ندارد ، چشمان منجمدم ، از بصيرت� ديدن بازمانده اند . مگذار كه نابينايي ، عشق را از من برگيردو
در آتش �راقم اندازد، اي اولين آيه عشق و اي بي پايانترين جاده دلبستگي


سيد امير حسين اصغري


------------------------------------------------------------------------

Thursday, January 10, 2002

=>PRIFFIX AND THEIR MEANING IN ENGLISH LANGUAGE
ÞÈá ÇÒ ßáãå ãíÂíÏ æ ãÚäÇí Âä ÑÇ ÚæÖ ãí ßäÏ
MIS = INCORRECT
OVER=TOO MUCH TOOMANEY
UNDER= NOT ENOUGH TOOLITTELE
NON =FORBIDDEN , PROHIBITED
PRO= IN FAVOUR OF
ANT=AGAINST
MULTI = MANY
SELF=BY MY SELF
POST= AFTER
PRE=BEFOR
RE=AGAIN
OUT= UNNECESSARY/ BE TO BIG /NOT NEEDED ANY MORE

BY:AMIR HOSSEIN ASGHARI



------------------------------------------------------------------------

Tuesday, January 08, 2002

=>


åæÇí ÚÇÔÞí
ÍßÇíÊ ÚÔÞ ¡ íßÈÇÑ Ïí�Ñ äæÔÊí ÔÏ . Þáã ÑÇ �ÑÝÊã ÊÇ ÔÑÍ ÏáÊä�í Çã ÑÇ ÈÇÒ �æíã . È�æíã ßå åæÇí ÚÇÔÞí Èå ÓÑã ÂãÏå ÇÓÊ . åæÇí ÚÔÞ æ ÏæÓÊ ÏÇÔÊä . åæÇí Èí ÎæÏí æ ÍíÑÇäí . Èí ÎæíÔÊäí ãÑÇ ÏÑ ÎæÏ ÈÑÏå ÇÓÊ æ ËÇäíå åÇí ÇäÊÙÇÑã ÂÑÇã ÂÑÇã Ó�Ñí ãí ÔæäÏ ÊÇ Óæ�æÇÑí ÝÑÇÞ ÑÇ ÈÑ ãä ÈíÇãæÒÇääÏ.
Çí åãíÔå ÏæÓÊ ÏÇÔÊä . æ Çí ÏæÓÊ ÏÇÔÊä åíÔ�í Çã . ÞáÈã ÑÇ ÈÇ ÊÑÇäå åÇí ãÞÏÓÊ ÂÔäÇ ßä .Ïáã ÑÇ ÈÇ ä�Çå ÂÓãÇäí ÇÊ ÇÒ ÍíÑÇäí ÈÑåÇ ä . Èí Êæ ãÇäÏäã ÈÓí ÓÎÊ ÇÓÊ . . ÓÎÊ ÊÑ ÇÒ åÑ ÓÎÊí . ÇäÏæåÈÇÑ ÊÑ ÇÒ åÑ ÇäÏæå. Ô�ÝÊ ÊÑ ÇÒ åÑ Ô�ÝÊí . ãáÇáí ÏÑ ãä ÇÓÊ ßå ßå Óíäå Çã ÑÇ ãí ÝÔÑÏ . ÇÈÑåÇí ÇäÏæåã ÑÇ ãí ÈÇÑÇäÏ . ÝÖÇí ÇÍÓÇÓã ÑÇ ÎíÓ ãí ßäÏ . ãÑÇ ÏÑ ÎæÏ ãí ÈÑÏ . ÎæÏã ÑÇ ÇÒ ãä ãí �íÑÏ. ãËá äÇÊæÇäí ßæÏßÇäå Çí ¡ ãÑÇ ÇÒ åÑ �íÒ æÇãí ÏÇÑÏ . ãí Ôæã ãËá Âä ßå äíÓÊã . ãËá Âä ßå ÊæÇä ÈæÏä äÏÇÑã æ ãÑÇ ÇÒãä �ÑÝÊå ÇäÏ . æ �æíí ÇäÏæåÇäí ÓÎÊ ÈÑ ÔÇäå åÇíã äåÇÏå ÇäÏ . ÇäÏæ åÇäí ÓÎÊ ßå äÇÈÑÏ ÈÇÑí ãä ¡ ÇÒ ÊÍãá ÂäåÇ ÚÇÌÒ ÇÓÊ . �ÝÊå ÈæÏã Êæ ãí ÓÇÒ ßå ãä ãí ÓæÒã . ÇäÏæåÇ ¡ ßå ÇÒ ãä ÎÇßÓÊÑí ÈíÔ äãÇäÏå ÇÓÊ . ÈÇÏ ãÑÇ ¡ ÎÇßÓÊÑ ãÑÇ ¡ ãí �ÑÇßäÏ . Èå Çíä Óæ æ Âä Óæ ãí ÈÑÏ …
ÓíÏ ÇãíÑ ÍÓíä ÇÕÛÑí




=>Ïáã ÑãíÏå ÔÏ æ ÛÇÝáã ãä ÏÑæíÔ


------------------------------------------------------------------------

Sunday, January 06, 2002

=>hãä æ �ÑæÇäå ÊäåÇییã ÏÑ ÎÇäå /æ Ú˜Ó åÇی Êæ ÇÒ ãیÇä �áåÇ / ä�ÇåãÇä ãی ˜äÏ ./ÔÇیÏ Èå ÓÇÏ�ی ãÇ ãی ÎäÏÏ.


------------------------------------------------------------------------

Saturday, January 05, 2002

=>Ç�Ñ ÂãÏی æ äÈæÏã /Èå ÊãäÇی ÏÑÎÊÇä ä�Çå ˜ä / ÊÔä�ی Çã ÑÇ ÎæÇåی ÝåãیÏ!


=>ÕÈÍ ãËá ÈÇÑÇäی ÇÓÊ ˜å ãی ÈÇÑÏ . ÕÈÍ ãËá ÂÝÊÇÈی ÇÓÊ ˜å ãی ÊÇÈÏ . ÎæÑÔیÏی ˜å ÎæÇåÔ åÇی ÏÑÎÊÇä ÑÇ ÈÑ ÂæÑÏå ãی ÓÇÒÏ . ÕÈÍ ãËá ÒäÏ�ی ÇÓÊ . ãËá ÈæÏä æ ãËá ÌÇÑی ÔÏä .
ÕÈÍ ÇÓÊ ÓÇÞیÇ ÞÏÍی �Ñ ÔÑÇÈ ˜ä....


=>äÇã Çیä ÞÕå ÑÇ ÚÔÞ äåÇÏå ÇäÏ. Çیä ÞÕå ͘ÇیÊ åÇی ã˜ÑÑ ÏÇÑÏ . ÏÇÓÊÇä Âä Èå ÊÚÈیÑ ÍÇÝÙ ی˜ ÞÕå ÈیÔ äیÓÊ ÇãÇ ÑæÇیÊ åÇیÔ äÇã˜ÑÑ ÇÓÊ . Çیä ÞÕå ʘÑÇÑی äیÓÊ . ˜å ÝÑãæÏ áÇ Ê˜ÑÇÑ Ýی ÇáÊÌáی .ÍÇáÇ ä˜Êå Çیä ÇÓÊ ˜å Çیä ÞÕå äæ ãی ÔæÏ ÇãÇ Ê˜ÑÇÑ äãی ÔæÏ . Êä Èå ʘÑÇÑ äãی ÏåÏ æ Ç�Ñ Êä Èå ʘÑÇÑ ÏÇÏ ÎæÏÔ ÎæÏ ÑÇ ãی Ô˜äÏ . ãی ãیÑÏ
ÈÇÑÇä


=>ÈäÇã ÎÏÇ
ÓÇÎÊä Çیä ÕÝÍå ãÑÇ ˜áÇÝå ˜ÑÏå ÇÓÊ . Ô˜áåÇی �یÔ ÓÇÎÊå ˜÷ی äãی ÔæäÏ. !


------------------------------------------------------------------------